مير محمد اشرف حسينى عاملى ( سبط علامه ميرداماد )
105
فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى )
و از آنچه على بن ابراهيم و علّامه - رحمهما اللَّه تعالى - نقل نمودهاند به نحوى كه در سند شصت و دوّم ، و در اين سند مرقوم شده ، مستفاد مىشود كه اهانت و عداوت نسبت به اقارب رسول اللَّه صلى الله عليه و آله علامت با عمر در خبث ولادت توأم بودن است ، چنان چه من بعد در باب ثالث اين كتاب مرقوم مىشود اين معنا صريحاً . و پر ظاهر است كه ايمان ظاهر كسى را كه طيب ولادت ذاتى نداشته باشد طاهر معنوى نمىكند ، ليكن چون اظهار فسق فسق ديگر است ، اظهار اين عداوت معنوى باعث ظهور خبث ولادت باطنى مسطور است . پس اگر در قلب احدى عياذاً باللَّه عداوت اقارب رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بوده باشد ، در كتمان آن كوشيدن ، و خود را در معرض اين معنا در نياوردن ، و عيب خود را پوشيدن اولاست . و چون اين حديث دالّ بر لزوم محبّت اقارب ، و تكريم بنى عبدالمطّلب است مطلقا ، و دالّ است بر اين كه ايذاى ايشان ايذاء آن حضرت است ، چنان چه در حديث مسطور وارد است « فاشتدّ غيظه » و يقين كه تا كسى از امرى زياده متضرّر و متأذّى نشود صاحب غيظ شديد نمىشود . و معلوم است كه ايذاء آن حضرت ايذاء خداست ، و منشأ غيظ حضرت نبوى صلى الله عليه و آله سخنى بود كه نسبت به اقرباء آن سرور از آن مرد صادر شده بود ، فعلى هذا اگر ايذاء اقارب زياده از اندازهء سخن باشد ، به طريق مفهوم اولى موجب زيادتى آزار آن سرور دين خواهد بود . پس از آيات و احاديث مستفاد مىشود لزوم محبّت و تكريم بنى هاشم مطلقا ، ليكن از احاديثى كه وارد است كه حسنه و سيّئهء ايشان دو چندان ، و اگر احدى از ايشان قائل به امامت ائمّهء معصومين عليهم السلام نباشد تبرّي از او لازم است ، چنان چه من بعد بفضل اللَّه تعالى تزايد سيّئه و حسنه در ذكر اعتقادات ابن بابويه رحمة اللَّه عليه معلوم مىشود ، و مسطور مىگردد كه حضرت صادق عليه السلام در حين